شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

 
 
 
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما

  
دون کورلئونه (مارلون براندو): من تمومِ زندگیم سعی کردم که بی تفاوت نباشم، زنا و بچه ها می تونن بی تفاوت باشن. ولی یه مرد نمیتونه!

The Godfather| پدرخوانده 1972| فرانسیس فورد کوپولا

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

 
عشق همیشه به این معنی نیست که باید به معشوق برسی… بعضی وقتی باید از یک نفر بگذری تا بهش برسی.

French Kiss| بوسه فرانسوی 1995| لارنس کاسدان

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

راکی: میدونی چی شد که یه مشت زن شدم؟ مادرم بهم میگفت تو با ذهن قوی بدنیا نیومدی، پس سعی کن از بدنت استفاده کنی، واسه همین رفتم سراغ مشت زنی
آدرین: (میخندد)
+چرا میخندی؟
-آخه مادر من برعکس اینو بهم میگفت، میگفت تو بدن قوی ای نداری، سعی کن از ذهنت استفاده کنی …

راکی| جان جی. آویلدسن| ۱۹۷۶

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

این دنیایی که ما توشیم به درد کار نمیخوره. قبل از من و تو همه چیزش اختراع شده.
دنیای قصه ی تو، یه جور دنیاییه که خودت باید خلقش کنی.
اگه میخوای بگرده، به اراده ی تو باید دور خودش بگرده… وقتی میخوای آفتاب بشه، خورشید باید بتابه، وقتی نمیخوای بذار بره پشت ابرا… وقتی میخوای بارون بیاد، آسمون باید بباره، وقتی نمیخوای، اراده کن، بند میاد…

کاغذ بی خط| 1380| ناصر تقوایی

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

کلیفورد (آنتونی هاپکینز): حتی یه ساعت شکسـته هم دو بار در روز زمـان رو درست نشون می ده!

Fracture| شکست 2007| گرگوری هابلیت

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

بلوندی (کلینت ایستوود): هر تفنگی آهنگ مخصوص به خودش رو داره.

The Good, the Bad, and the Ugly| خوب بد زشت 1966| سرجیئو لئونه

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

تونــی: یه روز داشتم یه فیلم ازین یارو “برد پیت” میدیدم. سـِـون!
فیلم خوبیه قبلا ندیده بودم؛ اما نصف فیلم رو که دیدم فکر کردم مزخرفه! به من چه این یارو قاتله چه خـَریه …! اصلا دردی از زندگی من دوا میکنه؟
این شد که خاموشش کردم.
روانشناس: خوش بحالت. بجاش چیکار کردی؟
تونی: رفتم تو حیاط، با ذره بین مورچه آتیش زدم!

The Sopranos| سریال سوپرانوز TV Series 1999–2007

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

مت (George Clooney): سال 1996 بود و 42 روز این بالا بودم؛ هر بار که از بالای تگزاس رد می شدم پایین رو نگاه می کردم و می دونستم که خانم کوالسکی هم داره بالا رو نگاه میکنه و به فکر منه. برای شش هفته؛ با دست برای این زن بوسه می فرستادم و بعدها در ادواردز فرود اومدم و فهمیدم اون با یک وکیل فرار کرده.

Gravity جاذبه| 2013| آلفونسو کوارون

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

معاویه: قوی تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمرو عاص: آری جهل مردم.

سریال امام علی (ع) | داود میرباقری

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

لئون (ژان رنو): تو به زمان نیاز داری تا یک کمی بزرگ بشی!
ماتیلدا (ناتالی پورتمن): من دیگه بزرگ شدنم تموم شده لئون! بعد از این فقط سنم زیاد میشه!

Leon the Professional| لئون 1994| لوک بسون

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

جرمیا: (برای اولین بار یک سفید پوست دیدن)
- بعضی از این آدم ها رنگ ندارن!
مامره: (او حالا رییس گروهه با این که نوجوانه اما حس میکنه باید پاسخگو باشه)
- به خاطر اینه که اونها بدون پوست به دنیا میان!

The Good Lie| 2014| Philippe Falardeau

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

دكتر هاوس: آدمها اينقدر قشنگ دروغ مى گن كه، حيفت مياد باور نكنى.

House M.D. 2004–2012 TV Series

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

شاهزاده‌ي سيندرلا (كريس پاين): از بچگي هرچي آموزش ديدم براي اين بوده كه بتونم به يه شاهزاده جذاب تبديل بشم، نه به يه مرد صادق و بي‌شيله پيله.

Into The Woods| درون جنگل 2014| راب مارشال

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

سقوط با یک زن زیبـا خیلی لذت بخشـه…

The Mirror| آینه 1975| آندری تارکوفسکی

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

من انعام نمی دم چون مجبور نیستم. شمام واسه حرف مردم می دین، حالا اگه خودشون درخواست می کردن بیشترم می دادم ولی انعام بیخودی دادن مثه دون پاشیدن واسه پرنده ها تو پارکه.

Reservoir Dogs| سگ‌های انباری 1992| کوئنتین تارانتینو

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (45)

برترینها


  • دیدگاه‌ها خاموش
  • 4494 بازدید
robotblog
Load: 2409
1٫60237 queries in 1٫602 seconds.